خرید بک لینک
وقتی آمد ، در واقع وقتی آمدیم پر حرارت شروع شد و ادامه داشت پیش رفت ، پیش رفت ، پیش رفت حرارت کم کم کاسته شد ، لیلی هم باشی کاسته می شود با یک حرف همه چیز به هم می ریزد . اول که آمده بود می گفت هر آ

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 23:08

به اولین برخورد

فکر می کنم

به اینکه

اگر سنگ ها عاشق نمی شدند

آتش کشف نمی شد

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 23:08

همیشه هراسم آن بود

که صبح از خواب بیدار شوم؛

با هراس به من بگویند:

فقط تو خواب بودی

بهار آمد و رفت...

احمدرضا احمدی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: دوشنبه 6 فروردين 1397 ساعت: 22:23

فکر کن
به بارانی که از پیراهنت می گذرد
از پوستت می گذرد
و از درون
تو را غرق می کند!

گروس عبدالملکیان

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: دوشنبه 6 فروردين 1397 ساعت: 22:23

شب تاریکی در پی است

و من به چراغ نامت محتاجم

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری تاريخ: دوشنبه 6 فروردين 1397 ساعت: 22:23

صفحه بندی